سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
49
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
« غيرتمندترين و بيدارترين مردم در جامعه بعد از من ابو بكر است . » قسمت چهارم ، تحت عنوان « شرح نمازى كه پيامبر به ابو بكر دستور داد تا قبل از رحلتش امامت كند » ( 20 ) شايد مشعرترين مطلب بر ديدگاه ابن سعد باشد . در اينجا ده حديث را مىآورد . در پنج حديث اول اصرار پيامبر را به اينكه فقط ابو بكر بايد در اثنائى كه محمد ( ص ) بيمار بود نماز را امامت كند شرح مىدهد . سه حديث بعدى به تقاضاى محمد ( ص ) براى قلم و دوات كه وصيت خود را بنويسد و فرمان دهد كه ابو بكر بايد جانشين او باشد براى اينكه مردم هيچگونه شك و مخالفتى بر روى اين مسأله نداشته باشند اختصاص دارد و مىگويد وقتى كه عبد الرحمن ، پسر ابو بكر بيرون رفت تا قلم و دوات بياورد ، مردم به او گفتند : « بنشين چه كسى مىتواند بر روى ابو بكر بحث و جدل كند ؟ » در حديث نهم از عايشه بيوه پيامبر روايت مىكند كه وقتى از او سؤال شد « اى ام المؤمنين ، پيامبر براى جانشينى خود چه كسى را منصوب كرد ؟ » وى پاسخ داده است « ابو بكر را » . از او سؤال شد : « چه كسى بعد از ابو بكر ؟ » او پاسخ داد : « عمر » . باز از او پرسيده شد چه كسى پس از عمر وى پاسخ داد : « ابو عبيده بن الجرّاح » . پرسشگر ديگر در اينجا ساكت شد . اين قسمت با حديث دهم ختم مىشود و به مبحثى كه به عنوان آن داده شده است ، با ذكر اين جملات بر مىگردد : « پيامبر مدت سيزده روز بيمار بود ، هر زمانى كه احساس بهبودى مىكرد امامت نماز را مىنمود ولى هنگامى كه حالش نامساعد مىشد ابو بكر نماز را امامت مىكرد . » در اينجا توجه به اين نكته جالب است كه جز دو گزارش كم اهميت همه اين احاديث از عايشه دختر ابو بكر نقل مىشود كه همچشمى و دشمنى او با على ( ع ) و فاطمه ( ع ) معروف است . هر كس اين بخش از سخنان ابن سعد را مطالعه كند بلافاصله چنين